X
تبلیغات
داروخانه دکتر مهرپیما

داروخانه دکتر مهرپیما
: مرتبه
مگس مهم که دراین درس بررسی می شوند به شرح زیر است :

-مگس خانگی musca domesticaکه از خانواده موسیده می باشد.اندازه آن 9-6میلی متر است .قطعات

دهانی آن لیسنده می باشد و برای تغذیه از مواد مایع و نیمه مایع و موادی که قابلیت تبدیل به مایع را دارند

مناسب است.تخم گذاری مگس های خانگی در روی مواد آلی در حال فساد مثل باقی مانده مواد غذایی و سبزیجات

درحال پوسیده شده انجام می گیرد.دوره زندگی از تخم تاتخم حدوداً15روز صورت می گیرد .تمامی مگس های سیکلوراف دارای 3مرحله لاروی هستند .تمامی مراحل زندگی برروی محل تخم گذاری صورت می گیرد یگ مگس غیر خونخواراست .

مگس اصطبلstomoxys calcitrans     که از خانواده موسیده است  اندازه آن کوچکتر از مگس خانگی است قطعات دهانی آن به صورت یک خرطوم سوزن مانند است که درانتهای آن مجهز به خارهای کیتینی است که بوسیله آنها پوست راپاره می کنند .از رشد لب پایین بوجود آمده است وبرای خونخواری سازگاری یافته است .از نظر سیکل زندگی تقریباًمثل مگس خانگی است . جنس نروماده هردو عمل خونخواری را انجام می دهند . مگس تسه تسه یاglossina:از مگس خانگی بزرگتراست12-9میلی متر دارای قطعات دهانی سوراخ کننده_

مکنده هستند .بر خلاف دو مگس دیگر یک مگس لاروگذاراست.لارو مرحله سوم توسط حشره ماده متولدمی شود.

یعنی تخم مادر اتروس ماده باز شده و لارو های مرحله 1و2پوست اندازی کرده و لارومرحله سوم متولد می شود.

در هر بار یک لارو توسط حشره ماده متولد می شودو این رقم به طور طبیعی 5تا8عدد می باشد یک مگس خونخوار است و جنس نرو ماده هر دوعمل خونخواری را انجام می دهند.از انسان وانواع متنوعی از پستانداران اهلی ووحشی وهمچنین خزندگان وپرندگان خونخواری می نمایند .هیچ یک از گونه های تسه تسه انحصاراًاز یک میزبان خونخواری نمی کنند .پراکندگی این مگس محدود به قاره افریقا است .

 

اهمیت پزشکی:

-مگس خانگی :بواسطه اینکه براحتی وارد اماکن انسانی می شود وعدم وابستگی به منبع غذایی خاص دارای پتانسیل بالایی جهت انتقال مکانیکی عوامل بیماریزای متنوعی می باشند .مگس خانگی از طریق پلی ویلی های ()موجوددر پاها ،قطعات دهانی ،موها وخارهای موجود روی بدن ،استفراغ موادخورده شده ومدفوع می تواند بیماریهایی با کتریایی ،تخم کرمها وکیست تک یاخته ها رابه طریق مکانیکی منتقل کند .کمترین شانس انتقال بوسیله ی مدفوع مگس خانگی به علت PH اسیدی می باشد.

-مگس اصطبل :

1-گزش دردناک 2-انتقال مکانیکی سیاه زخم 3-انتقال مکانیک تولارمی .

-مگس تسه تسه :

1-انتقال بیولوژیک تریپا نوزوما گامینس توسط گلوسینا پالپالیس  وگلوسینا تاکینوئیدس در غرب آفریقا ودر مرکز وشزق آفریقا.معمولاًاعتقاد براین است که تنها منبع بیماری انسان است .

2-انتقال بیولوژیک تریپانوزومای رودزینس توسط گلوسینا مورسیتانس

گلوسینا سوئینر تونی وگلوسینا پالیدیپس به صورت محدودتر در نقاطی از آفریقا. مخزن بیماری می تواند حیوانات اهلی ووحشی مثل گاو هستند. یک بیماری زئونوز است .

بیماری خواب درهر دومورد از طریق غددبزاقی مگس های تسه تسه منتقل می شود.

روشهای کنترل :

در مورد مگس خانگی ومگس اصطبل شامل 1-روشهای مکانیکی (مثلاًاستفاده از مگس کش وهواکش )2-روشهای بهسازی محیط شامل جمع آوری ودفع صحیح زباله ،دفع صحیح مدفوع ،استفاده از توری در پنجره 3-کنترل شیمیایی شامل استفاده از سموم حشره کش آلی فسفره ،کاربامات وپیرتروینه برعیله لارودرمحیط های رشد ونموآنهاکه به صورت سم پاشی ابقایی باشد ودوم بر علیه بالغین 4-کنترل بیولوؤیک ،استفاده از زنبورهای خانواده ترومالیده جهت پارازیته نمودن شفیره مگسها .

در مورد مگس تسه تسه ،کارمبارزه مشکل تر است .چون لارومرحله سوم پس از تولد بلافاصله به عمق خاک فرورفته وتبدیل به شفیره می شود بنابراین کنترل بیماری خواب از طریق ناقل شامل بهسازی محیط مثلاًایجاد قرنطینه های جغرافیایی می باشد .همچنین استفاده از تله های چسبان یکی دیگر از راههای کنترل بالغین است .

 

 

میازیس    myiasis  

عارضه میازیس یکی از مثالهای بارز در خصوص عامل بیماریزابودن بند پایان است .آلودگی بافت های انسانی ودامی به لارو مگسها راکه باعث تخریب ونکروز بافتها در اثر تغذیه لاروها وفعالیتهای آنها می شودرامیازیس گویند میازها را به دوشکل تقسیم بندی می کنند .

در تقسیم بندی bishopمگسهای مولد میاز رابراساس محل قرار گرفتن میاز در عضو وبافت طبقه بندی می کنند که یک طبقه بندی کاربردی است ومخصوص اطبا می باشد .مثلاًمیاز گوش ،میاز چشم ،میاز دستگاه گوارش  و ...

تقسیم بندی صحیح برای میازها تقسیم بندی pattonمی باشد .

در این طبقه بندی  لارومولد میاز ،بر اساس بیولوژی آنها تقسیم بندی می شود.در این تقسیم بندی ،میازها به سه گروه تقسیم بندی می شوند

میازهی اتفاقی (میازهای دروغین –pseudomyiasis   )که دراین نوع انسان بر حسب تصادف دچار این عارضه می شود وبیشتر همان میاز دستگاه گوارش درمورد انسان است.اگر انسان از مواد غذایی آلوده به لارو مگسها تغذیه کند ،دچار عوارضی مثل اسهال ،استفراغ شکم درد و...می شودکه به صورت موقت وگذرا می باشد گروههای زیادی از مگسها از جمله لارومگس خانگی از این دسته هستند .البته میاز گوارش درمورد دام میاز حقیقی می تواند باشد (لارومگس گاسترو فیلوس در معده اسب)که عوارضی ایجاد میکند. در مورد انسان لارومگس Eristalis tenax میاز مقعد راایجاد می کند که باعث عوارضی مثل التهاب وعفونت مقعد می گردد.این مگس از خانواده سرفیده است .

-میازهای اختیاری facultative myiasis :دراین گروه ،لارومگسهای مولد میاز جهت تکمیل سیکل زندگی نیازی به بافت زنده ندارند ومی توانند در همان بافت نکروز به زندگی خود ادامه دهند ولی گاهی اوقات به بافتهای زنده مجاور نیز حمله برده وبا تغذیه از ان موجبات ایجاد تخریب ونکروز این بافت ها رافراهم می آورند مگسهای خانواده کالیفوریده ،موسیده وسارکوفاژیده میتوانند موجبات این میاز را فراهم می آورند .وجود یک عفونت اولیه موجبات هجوم این مگس ها به بافتهای انسانی ودامی را فراهم آورده است .

Obligatory  myiasis –میازهای اجباری

عارضه اصلی میازیس رااین دسته از لاروهای مگس ها ایجاد میکنند .دراین گروه از مگسها ،لاروشان جهت تکمیل سیکل زندگی به بافت زنده نیاز دارد ،ازاین جهت مگسهای یاد شده لاروگذاری ویا تخم گذاری خود رادر بافت زنده وحفرات طبیعی بدن انسان ودام انجام میدهد .به طور کلی میازیس یک بیماری زئونوز است وبنابراین انسان به طور اتفاقی در سیکل این عارضه قرار می گیرد .برای مثال سه مگس لاروشان در ایران به عنوان عمده عوامل میازیس مورد توجه قرار گرفته اند :

مگسchrysomyia bezziana میاززخم

از خانواده کالیفوریده (مگسهای آبی –سبز)که تخم گذاری خود رادرون بافتهای زخم شده قرار می دهد ولارو آن میاز اجباری بافتهای زنده است

-مگس های شطرنجی (ولفارتیا ماگنیفیکا)گونه ولفارتیا ماگنیفیکاکه هرگز برروی اجساد لاروگذاری نمی کنند .می توانند میاززخم ،گوش ،بینی وچشم باشند واز خانواده سارکوفاژیده می باشند.

-مگس سسپوOEUSTERUS OVIS

که از خانواده استریده می باشد ومیاز چشم ،حلق وبینی رادرانسان می تواند ایجاد کند .این لارو می‌تواند میاز حلق بیشتر در مورد چوپان ها را ایجاد کند.یک مگس لاروگذار است . لارو گذاری در سینوس های گوسفند انجام می دهد.

کنترل میازها:

1-                                     کنترل مگس های بالغ

2-                                     خروج لارواز عضوکه به عنوان بهترین وسیله درمان شناخته شده است .

3_اقدامات فردی :مثلاًدرمورد مگس سسپوچوپانها از کلاههای توری دار استفاده کنند.

 

پایان...

استفاده از مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مهر 1389 توسط مینا مهرپیما
: مرتبه
آموزش حشره شناسي پزشكي ( مخصوص دانشجویان داروسازی و پزشکی )


e9pnnlrc194j7wpppxb.gif

الف:کلیات:

1)الف)تعریف حشره شناسی:
.( Entomology )ازدوکلمه مستقل یونانی تشکیل شده است :Entomon به معنی حشره و Logus رابه معنی شناسایی وبررسی.علمی است که حشرات رااز جنبه های مختلف مثلاًبیولژی،آکولژی،فیزیول وژی وساير موارد مورد بررسی ومطالعه قرار میدهد. البته به معنای گسترده تر حشرات وسایر خویشاوندانشان نظیر عنکبوتیان ،سخت پوستان ،صدپایان وهزارپایان در این مطالعه جای میگیرند.چون تمامی گروه های یاد شده به گروهی بزرگتر به نام بندپایان (Arthropoda ) تعلق دارند.ولی حشرات رده ای مستقل هستند وبیشترین تعدادگونه هارادرخودش جای داده است وبه عبارتی بزرگترین گروه بندپایان هستند،بنابراین در دروس حشره شناسی تمامی گروههای بالا مورد بررسی قرار می گیرند وبه علت یادشده این دروس تحت عنوان بندپاشناسی معرفی نمی شوندیاکمتر می شوندوتحت عنوان حشره شناسی تدریس می شوند.
2)الف –تعریف حشره شناسی پزشکی ( medical entomology):
حشره شناسی پزشکی عبارتست از بررسی روی گروهی از حشرات که اهمیت پزشکی دارند. بااین حال عبارت حشره شناسی پزشکی به معنای گسترده تری استعمال می شودوگروهی از عنکبوتیان شامل کنه ها ( ticks)و مایت ها(mites )رانیز دربرمی گیردکه از دسته حشرات نیستندولی ممکن است اهمیت بهداشتی قابل توجهی داشته باشند.
3)الف- اهمیت بررسی بندپایان وحشرات .

بندپایان من الجمله حشرات به لحاظ زیر دارای اهمیت می باشند:
· قدمت تاریخی :قدمت تاریخی بند پایان به بیش از 250 میلیون سال پیش بر می گردد.بنابراین کشف ومطالعه فسیلها وچگونگی خویشاوندی بندپایان می تواندرهگشای علم تکامل باشد.
· تعدادزیادگونه ها:بیش از 80درصدگونه های جانوری کشف شده متعلق به بندپایان هستندو 4/3گونه های شناسایی شده بندپایان به رده حشرات تعلق دارند.تاکنون بیش ازیک میلیون گونه بندپایان شناسایی شده وتخمین زده می شودکه این تعداد باید بیش از5 میلیون گونه باشند.
· آفات گیاهان ومحصولات کشاورزی:سالانه میلیون هادلارخسارت بوسیله گونه هایی از بندپایان که عمدتاًحشرات ومایت ها می باشندبه محصولات کشاورزی هم در مزرعه هم درانبارها متوجه تولید کنندگان می شود.
· بسیاری از گونه ها دارای اهمیت اقتصادی مهمی برای بشر هستند.مثلاًدر صنعت زنبورداری که تولید عسل می کند ویادرصنعت پرورش کرم ابریشم .علاوه بر اینهاحشرات می توانند در امر گرده افشانی که موجبات افزایش کیفیت وکمیت محصولات کشاورزی وبویژه تولید بذر می شود،نقش مثبت ومهمی راایفاءکنند.همچنین غذای ساده ومطلوبی در صنعت شیلات برای پرورش ماهی می باشند.
· به علت تولید مثل سریع وزیاد وطول عمر کوتاه وایجاد جمعیت زیاد در مدت کوتاهی می توانند در تحقیقات ژنتیکی رل مهمی را ایفاءکنند .بررسی سیستم های فیزیولوژی جانوری در حشرات نیز رل مهمی را در شناسایی این سیستم ها ایفاءمی کند .
· اهمیت در پزشکی وبهداشت :اهمیت بندپایان در پزشکی وبهداشت به نقش آنها در برقراری بیماریها برمی گردد.بندپایان این نقش را درگونه های مختلف به طرق زیر می توانند ایفاءکنند :
(1)-بندپایان می توانند ناقل(vector (عوامل بیماریزا باشند.انواع روشها ومکانیزم های انتقال عوامل بیماریزا توسط بند پایان دربخشهای بعدی به جزئیات گفته خواهد شد.مثلاًپشه های آنوفل ماده درانتقال پلاسمودیوم های عامل بیماری مالاریا .
(2)-بندپایان می توانند مخزن عوامل بیماری زا باشند( reservoir ).
مثلاًکنه های ارنیتودوروس درانتقال بیماری تب راجعه کنه ای (تب راجعه آندمیک )
(3)-بندپایان می توانند مستقیماًعامل بیماری قرار گیرند.یعنی خودشان عامل بیماریزا قرار می گیرند.مثلاً:سارکوپت اسکابیئی
Sarcoptes scabieie که عامل گال یا جرب انسانی است وبا انجام فعالیتهای مختلف بیولژیک خود باعث خارش ویا جرب می شود .
Entomophobiaیا ترس از حشرات وسایر بند پایان .
بعضی ازافراد از شکل وظاهر بند پایان مثل عنکبوتها می ترسند واین مسئله به صورت بیماری روانی شدید می توانند بروز کنند . myiasis میازیس که آلودگی به لارومگسهامی باشد مثال دیگری دراین زمینه است .
envenomizationزهر حشرات وسایر بندپایان می توانندباعث واکنشهای قابل توجهی بشود،همولیتیک( hemolytic)- هموراژیک (hemorrhagic)- نوروتوکسیک (neurotoxic )- وزیکیت يا تاول vesicate)). زهرهابه طرق زیر می توانند وارد بدن انسان توسط بندپایان شوند:بوسیله گاز گرفتن مثلا" در عنکبوت گزیدگی توسط عنکبوت بیوه سیاه –بوسیله نیش زنبورها مورچه هاوعقرب ها –بوسیله فرورفتن موهای زهری مثل لارو پروانه دم قهوه ایی ویابوسیله تماس که باعث تاول زدگی می شود مثل سوسکهای تاول زا .این سوسکها باترشح مواد مایع سوزش آور باعث ایجاد تاول می شوند.
4-الف: انواع روشهای انتقا ل عوامل بیماریزا توسط بند پایان

· انتقال مکا نیکی mechanical transmission
وقتی که عامل بیماریزا توسط بند پایان کسب شوند و سپس بدون هیچ گونه تغییری به انسان ویا میزبان دیگر منتقل شوند این روش انتقال را روش انتقال مکانیکی گویند.

دونوع روش انتقال مکا نیکی موجود می با شد:انتقال مکانیکی مستقیم وانتقال مکانیکی غیرمستقیم .انتقال مکانیکی مستقیم که توسط بند پایان خونخوار صورت می گیرد .عامل بیماریزا مستقیما"توسط ناقل مکانیکی خود و توسط قطعات دهانی آنها از منبع آلودگی که یک موجود مهره دار است کسب می شود و در خونخواری بعدی به میزبان بعدی بدون هیچگونه تغییری منتقل می شود،مثل انتقال تک یاخته تریپا نوزوما اوانسی توسط مگس اصطبل دربین اسبها و الاغ ها یا انتقال باکتری سیاه زخم بین نشخوار کنندگان توسط خر مگسهای  تا با نوس.

انتقال مکانیکی غیر مستقیم که توسط بند پایان غیر خونخوارمثل سوسري ها (سوسک های حمام)و مگس خانگی صورت می گیرد.در اینجا بند پایان ناقل به طور تصادفی عامل بیماریزا را هنگام فعالیتهای خود نظیر جستجوی غذا عامل بیماریزا را از منابع مختلف مثلا"مدفوع آلوده یا خون خشک شده آلوده کسب کرده و سپس در موارد بعدی جستجوی غذا ،عامل بیماری را به منابع غذایی مورد تغذیه انسان منتقل می کند و این بدون هیچگونه تغییری در عامل بیماریزا است .سپس انسان به هنگام تغذیه عامل بیماری را دریافت می‌کند.

·                                        انتقال بیو لوژیکی biological transmission

در این نوع انتقال عامل بیماریزا پس ازاینکه توسط ناقل که دراینجا vector گویند کسب گردید دربدن ناقل قسمتی از سیر تکاملی خود رابه همراه تغییر مورفولژیک یاتکثیر ویا ترکیبی ازهر دو طی می کند وبرای ادامه زندگی ورسیدن به مرحله بیماریزا باید از این مرحله بگذرد .عامل بیماری دراین نوع انتقال عمدتاًبوسیله خونخواری کسب می شود.اگر عامل بیماری فقط دستخوش تغییرات مورفولژیک شودکه developmental.bio.trans  گویند .

برای مثال می توان از انگل های کرمی که موجب بیماری Elephantiasis  ویا کوری رودخانه ای درانسان می شود نام برد که این مرحله تغییر مورفولوژیک دربدن پشه هاویاسیمولیومهاsimulium  طی می شود.

در نوع دیگر انتقال بیولژیک که عامل بیماری فقط دربدن ناقل تکثیر می یابد و propagative.bio.trans می نامند ودچار تغییر مورفولژیک نمی شود،برای مثال می توان از شپش بدن در انتقال بیماری تیفوس اپیدمیک (ریکتزیا پرووازکی)نام برد.در آخرین نوع انتقال بیولژیک عامل بیماری در بدن ناقل هم دچار تغییرات مورفولژیک می شودوهم تکثیر می یابد وdevelopmental-propagative biological transmission گویند .این روش  پیچیده ترین ومتکامل ترین نوع انتقال است .برای مثال پشه های آنوفل ماده درانتقال پلاسمودیوم های عامل بیماری مالاریا راذکر می نمائیم .

·                                        انتقال ازراه تخم transovarian trans mission

در این روش ،عامل بیماری وقتی که بوسیله خونخواری توسط ناقل کسب شد به علت پیچ وخم هایی که در دستگاه گوارش و دستگاه تولید مثل وجود دارد ،می تواند از جداردستگاه گوارش عبور کند ووارد تخمدان شده وسپس تخم ها راآلوده کند .بالطبع در صورت تفریخ موفقیت آمیز تخم ،نوزاد خارج شده از تخم که بدون خونخواری عامل بیماری را کسب کرده است می تواند بیماری را بوسیله خونخواری منتقل کند .در صورتیکه عامل بیماری زا بتواند موفقیت آمیز بدنبال پوست اندازی نوزاد که در جهت کامل شدن وبالغ شدن او می انجامد به مراحل بعدی ونهایتاًبه مرحله بالغ ناقل منتقل شود،به همین شکل تخم های این نوزادان بالغ شده به عامل بیماری آلوده می شودواین انتقال راکه انتقال مرحله ای trans stadial tras  می نامند منجر به انتقال نسل به نسل در بدن ناقل می شود یعنی انتقال بیماری تاچندین نسل در صورتیکه حتی نسلهای بعدی از میزبان آلوده خونخواری نکنندادامه می یابد که منجر به مخزن شدنreservoir  ناقل بیماری علاوه بر ناقلیت هم می شود .یعنی بدنبال این دونوع انتقال (انتقال از راه تخم وانتقال مرحله ای)،ناقل بیماری ،مخزن بیماری هم می شود.بهترین مثالها انتقال تب راجعه ایی آندومیک توسط کنه های ارنیتودوروس می باشد .

5-الف – انواع مکانیزم های انتقال عوامل بیماریزا توسط بند پایان :

بند پایان ناقل ،عوامل بیماریزا را توسط مکانیزم های زیر منتقل می کنند:

·                                        مدفوع ،مثل شپش بدن درانتقال ریکتزیای عامل بیماری تیفوس اپیدمیک

·                                        بزاق،مثل آنوفل ماده در انتقال بیماری مالاریا

·                                        همولنف ،مثل شپش بدن در انتقال بورلیای عامل بیماری تب راجعه اپیدمیک

·                                        مایع کوکسال ،مثل کنه ارنیتودوروس در انتقال تب راجعه کنه ای

·                                        استفراغ مثل کک طاعون در انتقال باسیل طاعون وپشه خاکی ماده در انتقال انواع لیشمانیوز

·                                        کانال ایجاد شده توسط خرطوم مثل پشه کولکس در انتقال بیماریهای ناشی از ميکرو فیلرها

·                                        قطعات دهانی وسایر قسمتهای بدن حشرات

 6-الف-اختصاص بودن روابط ناقل وانگل :

میزان حساسیت واختصاصی بودن ناقلین دربرابر عوامل بیماریزا وانگل ها بسیار متغیر است .در مورد ناقلین مکانیکی درجه اختصاصی بودن اغلب پایین است به عنوان مثال هرنوع حشره از راسته دوبالان که روی زباله وموادغذایی انسان می نشیند،به طور تئوری قادراست تعدادی از عوامل بیماریزای روده ای (داخلی )راانتقال دهد .همچنین هرنوع حشره که روی دام آلوده به باسیل سیاه زخم خونخواری نماید می تواند بیماری راانتشار وانتقال دهد.بااین حال درعمل ، بعضی از حشرات از لحاظ انتقال مکانیکی بیماریها مهمتر از بعضی دیگر هستند واین اختلاف به دلیل عادات ورفتارآنهاست .به عنوان مثال : مگس خانگی برای انتقال مکانیکی بیماری های وبا، تیفوئید واسها لهای مختلف نسبت به دیگر مگس های نزدیک به آن ،قدرت بیشتری دارد .به دلیل اینکه این مگس محتملا ً  بیشتر از دیگر مگس هابازباله وموادغذایی انسان تماس وارتباط دارد .درآمریکای جنوبی تریپانوزوم عامل شاگاس میتواند دوره رشد خودرادر اکثر گونه های ساسهای تریاتومینه طی کند ودر نتیجه قاعدتاًمی باید گونه های بسیاری قادر باشند بیماری راازطریق مدفوع آلوده خود به انسان انتقال دهند .بااین حال فقط انواع محدودی از ساسهای مزبور که درتماس نزدیک با انسان هستند ومکرراًروی آن تغذیه می نمایند از نظر انتقال بیماری اهمیت دارند .به همین ترتیب تمام گونه های مگس تسه تسه قادر به انتقال بیماری خواب در انسان هستند اما تنها انواعی که روی انسان تغذیه می کنند ناقلین مهم وموثر بشمار می آیند .

در تعدادی از بیماری ها ،درجه اختصاصی بودن انگلها برای یک حشره ناقل بمراتب بیشتر است واین موضوع چندان به دلیل اکولژی وعادات حشره نیست بلکه بدین علت است که فقط در بعضی از گونه های حشرات ،انگل می تواند تکثیر یافته ومراحل تکاملی ورشد خود را بپیماید .به عنوان مثال ،بیماری مالاریا فقط توسط پشه های متعلق به جنس آنوفل به انسان منتقل می شوند .زیرا انگل های مالاریای انسانی قدرت زنده ماندن ورشد کردن در جنسهای دیگر پشه ها را ندارند .با این حال حتی در محدوده جنس آنوفل نیز ،تنها گونه های محدودی از آنوفل ها هستند که انگل مالاریا موفق می شود که سیر تکامل خود را در بدن آنها گذرانده وخود را به غددبزاقی آنها برساند .بنابراین در هر منطقه فقط گونه های محدودی از آنوفل ها ناقل بیماری هستند .

موضوع ومشکل دیگر این است که یک گونه ناقل ممکن است در مناطق انتشار خود عادات زیستی یکنواخت ویکسانی نداشته باشد .به عنوان مثال پشه آئدس سیمپسونی در بعضی مناطق آفریقا عموماًروی انسان خونخواری می نماید ودر نتیجه این پشه در سیکل انتقال روستایی تب زرد شرکت ودخالت دارد ،در حالی که دردیگر مناطق این پشه بندرت روی انسان خونخواری می نماید .این مثالها نشان می دهد که اپیدمیولوژی بسیاری از بیماری های منتقله به وسیله ناقلین بیش از آنکه در نظر اول به نظر می رسد پیچیده ومشکل است .

7-الف)چرا حشره شناسی پزشکی ؟

نظر به اینکه برای پیش گیری از انتقال بیماری ها لزوماًمی باید باناقلین آنها مبارزه شود بنابراین لازم است که اکولژی وعادات ناقلین دقیقاًمورد بررسی قرار گیرد تا بهترین روش مبارزه باآنها انتخاب شده وبه طور موثر اعمال گردد.علاوه براین دانستن بیولژی ،انتشار وعادات ناقلین برای روشن شدن وبهتر فهمیدن همه گیری بیماری وشیوع آن امری لازم است .به عنوان مثال ،اختلاف در طول عمرگونه های مختلف حشره بالغ ،عادات تغذیه، تمایل وعلاقه آنها به خون انسان وفصل وفور وفعالیت آنوفل ها ،به طور قابل ملاحظه ای روی میزان وشدت انتقال مالاریا در یک منطقه موثر است. اگر چه ((حشره شناسی پزشکی))اغلب موضوع جداگانه ای تصور می شودولی نمی باید آن را از جنبه های انگل شناسی وبالینی بیماری جداتصور نمود ،یک حشره شناس پزشکی می باید دوشادوش پزشک وانگل شناس فعالیت نموده وناقلین رابشناسد واطلاعاتی در زمینه بیولژی ،اکولژی ،وفور فصلی ومحل نشو و تماس آنها فراهم آورد .با چنین اطلاعاتی یک حشره شناس پزشکی قادر است  مناسب ترین روشهای مبارزه با ناقل وهمچنین نحوه ارزشیابی عملیات کنترل راپیشنهاد نماید.

ب-شاخه بند پایان Arthropoda شاخه بند پایان از بیمهرگان پرسلولی خاصی هستند دارای بدنی با تقارن دوطرفی وبند بند وضمائم واجزاءمتصله به آنها نیز بندبند هستند.ازخصوصیات ویژه بندپایان داشتن پوشش ویااسکلت خارجیExoskeleton هستند .

·                                        کلیات بند پایانArthropoda  ورده بندی .

بزرگترین شاخه جانوری را شاخه بند پایان تشکیل می دهند .در فرهنگ یونانی  Arthropoda از دوقسمت Arthrosبه معنی مفصل پودوس podos   به معنی پا  می باشد وجمعاًبه معنی بند پایان یا پامفصلی ها ترکیب ساخته است .شاخه (phylum)بند پایان  به 3گروه(زير شاخه) تقسیم بندی شده اند:

1)بند پایان اولیه یا بندپایانی که به صورت فسیل هستند .این گروه که به proarthropoda  نیز معروف هستند عموماًآبزی بوده ومهمترین رده آنها تریلوبیت ها می باشد که اجداد بند پایان امروزی هستند .

2)زیرشاخه شاخک داران یا Antennataیاآرواره داران mandibulata :دراین زیر شاخه وجود قطعات دهانی mouth partsدر ناحیه سر که شامل آرواره های بالا  mandibles  وآرواره های پایین maxillae هستند وهمچنین در ناحیه سر دارای یک یا دوجفت آنتن ویا شاخک هستند .

رده(class) های متعلق به این زیر شاخه  شامل رده حشرات Insecta،رده سخت پوستان Crustacea،رده صدپایان Chilopoda  ورده هزار پایانDiplopoda  می باشد .رده حشرات را بعداًبه طور مفصل بررسی خواهیم کرد .رده سخت پوستان یا  Crustacea  با وجود 2جفت شاخک در ناحیه سر از سایر بند پایان مشخص می شوند .سخت پوستان عمدتاًآبزی هستند وبوسیله آبشش gills تنفس می کنند.بدن سخت پوستان دارای پوشش خارجی بالایه آهکی می باشد وبسیار سخت است .بدن آنها شامل سروقفس سینه cephalothorax وشکم  abdomenاست .سخت پوستان را به دو گروه کوپپودا Copepodaودکاپودا Decapoda  تقسیم بندی می کنند.کوپپودا خیلی ریز وتقریباًمیکروسکوپی می باشند.مهمترین جنس های متعلق به کوپپودا سیکلوپس  Cyclopsو دیاپتوموسDiaptamus هستند.

از نظر پزشکی گونه های مختلف سیکلوپس ها میزبانان واسطه کرم پیوک دراکونکولوس مدیننسیس ،کرم نواری ماهی معروف به دایفیلوبوتریوم لاتوم وکرم های نواری اسپیرومترا عامل اسپارگانوز می باشند.گونه های مربوط به دیاپتوموس میزبان  واسطه اول کرم نواری ماهی است .سیکلوپس هادر آبهای شیرین زندگی می کنند .دکاپودا ،شامل انواع خرچنگ ها ،میگو وکرای فیش هستند .چنگک های زوج اول پاهای انها بسیار مشخص ،بزرگ ومتحرک است .خرچنگ های خوراکی آب شیرین میزبانان واسطه فلوک ریوی موسوم به پاراگونیموس وسترمانی در کشورهای شرق دور می باشند .

رده های صد پایان وهزار پایان راگاهی اوقات دریک رده مشترک به نام Myriapoda قرار می دهند وهزار پایان نامیده می شوند .هزار پایان جانورانی خاک زی هستند که دارای بدنی دراز وکشیده با بند های متعددومشابه می باشند.هربند حامل یک زوج یادو زوج پا ومنافذ تنفسی ( spiracles) است در هزارپایان millipedes یا همان Diplopoda                     بدن دراز واستوانه ای شکل است وبه جز دو زوج بند اول ،سایر بندها هر کدام دارای 2زوج پا و2زوج اسپیراکل است .دیپلو پودا عموماً گیاهخوارند ولذاگاز گرفتگي آنهابرای انسان سمی نیست .مگرآنکه گاهی موجب التهاب توام با خارش موضعی وگذرا در پوست می شود .برخی گونه های انها میزبان واسطه سستودا مانند همینولپیس دایمینوتا diminuta Hymenolepis می باشند.

کیلو پودا (  صد پایان )  در مقایسه با دیپلو پودا دارای بدنی پهن تر هستند . در هر بند از بندهای بدن یک جفت پا و یک جفت سوراخ تنفسی مشاهده می شود. اولین زوج پا با تغییر شکل بصورت یک زوج چنگال سمی(forcipul (درآمده است.  در قاعده این چنگالها غدد زهری و در انتهای قدامی آنها منافذ مربوط به مجرای غدد زهری دیده می شود.  صد پایان در حدود 5  تا  25  سانتیمتر طول دارند و به سبب گوشت خواری سمی بوده و طعمه خود را شکار می کنند صد پایان ممکن است بطور تصادفی داخل گوش  و بینی بشوند و میزبان خود را گاز بگیرند. چنگال سمی صد پایان کوچک و متعلق به مناطق معتدله  ممکن است موجب درد و واکنش های التهابی گذرا بشود اما زهر ناشی از گزش صد پایان بزرگ و متعلق به مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر مانند جنس اسکولو پندراsp                            Scolopendraموجب درد والتهاب شدید و حتی نکروز موضعی میگردد .  گزارشاتی از مرگ ناشی از گزش این جانوران در فیلیپین وجود دارد .

معمولا" برای درمان جای گاز گرفتگي و یا زخم حاصله از گزش صد پایان با آمونیاک ، الکل یده یا لوسین های آرام بخش یاکمپرس های بی کربنات دو سود و یا محلول اشباع شده سولفات منیزیم بطور موضعی درمان می شوند.

گاهی درد های شدید ناشی از گزش صد پایان بزرگ را با داروهای ضد درد ویا بی حس کننده های موضعی تسکین می دهند . کنترل و پیشگیری صد پایان شامل جمع آوری و دفع بهداشتی زباله و ضایعات سبزیجات و همچنین سم پاشی محل تکثیر و زیست آنها می باشد.

3- زیر شاخه سوم بند پایان، زیر شاخه کلیسر داران   Chelicerata  میباشد. این گروه بند پایان قدیمی و بدون شاخک هستند و در قطعات دهانی خود فاقد آرواره می باشندو بجای آن دارای یک جفت عضو گیرنده بنام انبرک یا کلیسرا(chelicera) در جلوی دهان می باشند و همچنین در جلوی دهان دارای یک جفت پیوست حسی بنام پاهای حسی یا پدی پالپ  pedipalpes  می باشند سر و قفسه سینه بهم چسبیده می باشند و بخش واحدی بنام  cephalothorax    را بوجود می آورند . این زیر شاخه به دو رده 1- Merostomata   و 2- Arachnida   تقسیم می شود .

مروستوماتها دارای زندگی آبزی بوده و همه گونه های آ ن بجز جنس  Limulus   یا همان  Xiphosara  از بین رفته‌اند.

دومین زير رده که Arachnida  می باشد که عنکبوتیان گویند شامل بند پایان مهم پزشکی مثل عنکبوتها(Aranea) ،  رطیلها Solpugida وکنه   ایها  Acarina  می باشند که بعدا" مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

ج- رده حشرات       Insecta

همانطور که گفته شد رده یا class حشرات بزرگترین رده بند پایان را از نظر تعداد گونه بخود تعلق داده اند. بدن حشرات مثل سایر بند پایان بصورت بند بند است . پوشش خارجی که exoskeleton نامیده می شود چند لایه بوده و نسبتا" سخت ، مقاوم و فاقد ساختمان سلولی است و از جنس chitinکه یک پلی ساکارید ازت دار است ، بوده و موسوم به کوتیکول cuticle است ولی استحکام کوتیکول مربوط به یک پروتئین بنام اسکلروتین sclerotine  است.

فرمول شیمیایی کیتین  (C8H13O5N) بتوان n  می باشد اسکروتین از ترکیب کیتین و آرتروپودین (  Arthropodine)  تشکیل می شود.

 

 

 

 

مور فولوژی خارجی

بدن حشرات در حالت بلوغ از 3 بند کلی (Tagme) به نام سر head قفسه سینه  thorax و شکم abdomen تشکیل شده است. خود این بند ها از ضخائم و اجزا بند بند دیگر نیز تشکیل شده است . بدن حشرات در حالت کامل حداکثراز 21 بند تشکیل می شود که شامل سر ( 6حلقه یا بند در مرحله جنیني) قفسه سینه thorax( 3 حلقه) و شکم ( 12 حلقه ) می باشد.

سر Head : سر مانند دیگر قسمتهای بدن از بهم پیوستن چندین حلقه بوجود آمده و دارای اعضای حسی مهم مانند یک جفت شاخک ( antenna  ) ،   یک جفت چشمان مرکب (eyes  Compound)  و تا سه عدد چشم ساده  ( ocelli    )   و قطعات دهانی (  mouth parts   ) می باشد.

 قطعات در حشرات مختلف اشکال متعددی را در طی تاریخ تکامل خود پیدا کرده اند که در طی بررسی راسته های ( orders  )  مهم پزشکی مورد بررسی قرار خواهند گرفت. قطعات دهانی شامل یک جفت آرواره های بالا   (mandibles (  و یک جفت آرواره های پایین  ( maxillae  ) یک عدد لب بالا (labrum) ، یک عدد لب پایین (labium) یک هیپو فارینکس (hypopharynx) و یک زائده لب بالا یاepipharynx  می باشد . این قطعات در گروه های مختلف حشرات بر حسب نوع تغذیه متفاوت و تنوع حاصل کرده اند ضمنا" لب پایین و آرواره های زیرین دارای  زوائد حسي موسوم  به پالپها palps   می باشند.

قفسه سینه :   (thorax  )

 درحشرات قفسه سینه از قسمت  قفسه سینه قدامی prothorax ، قفسه سینه میانی mesothorax و  قفسه سینه خلفی  metathorax  تشکیل یافته است .

به هر یک از این قسمت ها ی یادشده یک زوج پا و در حشرات بالدار به مزو توراکس و متاتوراکس ،  هر کدام یک زوج بال متصل است .و در حشرات کنونی پروتوراکس فاقد بال است ، هر چند که نمونه های فسیلی حاکی از وجود یک جفت بال نیز در حشرات قدیمی است. پاها نیز دارای ساختمان مفصلی و بند بند هستند. همچنین قفسه سینه از بند دوم و گاهی از بند اول در هر بند دارای یک زوج سوراخ تنفسی یا اسپیراکل میباشندکه تا بند های انتهایی شکم(هشتم) به همین فرم ادامه پیدا میکنند.

شکم :     ( abadoman  ) 

در حشرات شکم تقریبا" استوانه ای شکل ، نرم و بند بند است و حالت غشایی دارد . آخرین بند های شکم مجهز به اعضائ تناسلی خارجی(ژنيتالياgenitalia )بوده که مهمترین بخش جهت تشخیص گونه ها می باشند . همچنین هر حلقه از شکم مجهز به یک جفت سوراخ تنفسی در هر بند می باشد.

 

آناتومی و مورفولوژی داخلی :

اگر یک برش عرضی از یکی از حلقه‌های بدن بندپایان و در اینجا از حشرات تهیه شود قسمت‌های زیر دیده خواهد شد ( از نظر مورفولوژی خارجی ) یک نیم حلقه پشتی بنام tergite ، یک نیم حلقه شکمی بنام sternite ‌ دو نیم حلقه پهلویی بنام pleurite که نیم حلقه‌های پشتی و شکمی را به هم متصل خواهد کرد. این حلقه توسط دو جفت دیافراگم پشتی و شکمی به سه قسمت بالایی(پشتي) ، میانی و پایینی(شکمي) تقسیم می‌شود . در قسمت بالایی ، دستگاه گردش خون ، در قسمت میانی دستگاه گوراش و در طرفین آن سوراخ های تنفسی و در قسمت انتهایی یک جفت طناب عصبی شکمی وجود دارد.تمامی دستگاه‌ها در حفره عمومی بدن یا هموسل قرار گرفته‌اند . این یک حفره توخالی است .

دستگاه گردش خون:

دستگاه گردش خون در حشرات یک دستگاه گردش خون باز است و فقط شامل یک رگ طولی پشتی است که در قسمت عقب بدن محفظه‌های قلب و در قسمت جلو آئورت را می‌سازد. در قسمت عقبی بدن هر کدام از محفظه‌های قلب دارای یک سوراخ به نام استیول می‌باشند و خون یا همولنف(hemolymph) از قسمت عقبی به سمت جلو حرکت می کند و وارد هموسل می شود و تمامی اعضائ داخلی در ارتباط مستقیم با خون یا همولنف می‌باشند.

دستگاه گوارش:

در بند‌پایان و حشرات شامل یک لوله گوارش است و شامل سه قسمت عمده است ، قسمت قدامی fore gut ، قسمت میانی mid gut ، قسمت خلفی یا hing gut است. معده اصلی که همان بخش میانی است را mesentron گویند.

 و قسمت عمده هضم شیمیایی و مکانیکی دراین قسمت است قسمت ابتدایی که هضم مکانیکی در آن صورت می‌گیرد استمودام stomodaeum گویند . و قسمت انتهایی که عمل آبگیری از مواد خورده شده صورت می‌گیرد راproctodaeum  گویند .

دستگاه تنفسی :

اکسیژن مورد نیاز حشرات از طریق انتشار مستقیم گاز به بافت‌های بدن آنها می رسد و خون حشرات ( همولنف ) با عمل تنفسی آنها ارتباط ندارد.

سیستم تنفسی در حشرات که عمدتا" هوازی می‌باشد  شامل یک جفت سوراخ تنفسی و به دنبال آن لوله‌های تراشه‌ایی (tracheae ) قرار گرفته‌اند . عده‌ای دیگر از حشرات که آبزی هستند دارای آبشش می‌باشند.

عده‌ای دیگر از بند پایان مثل سارکوپت دارای تنفس جلدی هستند.

دستگاه عصبی :

دستگاه عصبی در بند پایان و حشرات  سه قسمتی است .

دستگاه عصبی مرکزی که شامل مغز است که بزرگترین گره عصبی است .

دستگاه عصبی احشایی که انشعاباتی به اندامهای داخلی می فرستد .

دستگاه عصبی سطحی یا جلدی که موها ، خارها و روزنه حسی سطح کوتیکول را حسی میسازد .

دستگاه عصبی بطور کلی شامل یک جفت طناب عصبی شکمی است که در طول خود دارای گره‌های عصبی ganglion می باشد . دستگاه عصبی مرکزی انشعاباتی به شاخک‌ها و به چشمان و قطعات دهانی می فرستد.

دستگاه تولید مثل :

ماده‌ها :

 اندام تناسلی خارجی در بسیاری از حشرات ماده ، کوچک و نامشخص است ولی بعضی از حشرات آلت تخمگذاریovipositor مشخص در انتهای شکم دارند.

اعضای داخلی دستگاه تولید مثل ماده‌ها مشتمل بر یک زوج تخمدان (ovaries) یک زوج لوله‌های تخمدان (oviduct) -برای عمومي تخم- یک و یا دو زوج غدد ضمیمه ( accessory glands) و کیسه ذخیره اسپرم (spermatheca) اسپرماتکا می‌باشد (یک تا سه عدد) که در هنگام جفت گیری پر از اسپرماتوزوئید حشره نر می‌شود. اسپرماتک می‌تواند در تشخیص ماده‌های بعضی از گونه های حشرات مثل پشه خاکی و کک‌ها ارزشی قابل توجهي داشته باشد. حشرات فقط یکبار نیاز به جفتگیری در طول عمر دارند چون اسپرماتزوئید ذخیره شده در اسپرماتک در تمام مدت عمر حشره ماده زنده باقی می ماند و برای بارور کردن تمام تخم‌هایی که در اولین تخمگذاری و نوبت‌های بعد گذاشته می‌شود کفایت می‌کند.

نرها:

دستگاه تناسلی خارجی بطور کلی شامل یک زوج چنگال تناسلی (genital claspers ) است که برای چسبیدن و نگهداری حشره ماده به هنگام جفت‌گیری بکار می‌رود. در بین چنگا‌‌ل‌ها عضوaedeagus ( آئدگوس ) و در مرکز آن (penis )  قرار دارد .

 ساختمان تناسلی خارجی ، اغلب بنام ژنیتالیای نر و یا ترمینالیا (terminalia ) ناميده می‌شود و ارزش بسیاری در تشخیص گونه‌های نر حشرات دارد.

دستگاه تولید مثل داخلی حشره نر عبارت است از: یک زوج بیضه (testis) ، یک زوج برای خروج اسپرم vasdeferens که در انتها بهم پیوسته و کیسه اسپرم semimal vesicle را تشکیل می دهد و اسپرماتوزوئید‌ها در آن ذخیره می شود . کیسه اسپرم به داخل مجرای اسپرم‌انداز ( ejaculatory duct ) باز می‌شود که خود به عضو آئدگوس منتهی می شود . همچنین اغلب یک  یا سه زوج غدد ضمیمه کوچک وجود دارد که عمل آنها ترشح یک ماده آبکی از طریق مجرای اسپرم انداز است .

در بعضی از حشرات از جمله بسیاری از دو بالان این غده‌های ضمیمه وجود ندارد.

انواع روش‌های تولید مثل در حشرات :

- تخمگذاری oviparity-ovipositing مثل اکثریت حشرات

- لارو‌زایی یا زنده‌زایی viviparity مثل مگس تسه تسه

- تخم‌زنده‌زایی ovo-viviparity مثل مگس خانگی گاهی اوقات

- بکرزایی parthenogenesis در زنبورها و شته‌ها

- پدوژنز paedogenesis یک نوع بکر‌زایی است که در مرحله لاروی برخی از حشرات مانند راسته دو بالان به وقوع می‌پیوندد و لارو‌ها دارای تخمدان‌های فعال و کامل است که می‌تواند گامت ماده تولید کند ، این گامت ها بطور بکر‌زایی رشد کرده و موجود دیگری را بوجود می‌آورند.

- چند جنینی ( polyembryonic ) از مبداء یک تخم در اثر رشد غیر طبیعی ، چندین جنین بوجود می آید. یک تولید مثل غیر جنسی است که بیشتر در حشرات پارازیت دیده می شود.

دستگاه دفعی در بند پایان :

دستگاه دفعی در بند‌پایان نیز متنوع است. ولی به دو صورت کلی وجود دارد.

·                                        لوله‌هاي مالپیگی(malpighian tubule ) دراکثریت بند پایان

·                                        اندام یا ضحائم کوکسال ( در کنه‌ها) coxal glands و یا ترکیبی از دو تا می‌باشد .

لوله‌های مالپیگی در محل اتصال بخش دوم و سوم گوارش وجود دارند که اوره ، املاح و سایر مواد دفعی حشره که از مایع همولنف حاصل می‌گردد ، به داخل آنها ریخته می شود . لوله‌های مزبور به مثابه صافی‌های دفعی عمل می‌کنند و مواد اضافی محیط خود را گرفته و به داخل معده خلفی هدایت می‌کنند . در معده ، پس از آن که آب مدفوع توسط پیوست papillaeهای راست روده جذب گردید ، مواد اضافی همراه دیگر ترشحات از طریق مقعد anus دفع می‌گردد.

تعداد لوله‌های مالپیگی بر حسب گونه حشرات از 2 تا 200  عدد متغییر است.

بیولوژ ی حشرات :

رشد در حشرات بوسیله پوست اندازی تامین می‌شود . حشرات بالغ هرگز رشد نمی‌کنند ، بلكه عمل رشد فقط محدود به مراحل نوزادی دوره زندگيشان می‌باشد که تنها با دور افکندن اسکلت خارجی صورت می‌گیرد و این پدیده بنام پوست اندازی(moulting , ecdysis) خوانده می‌شود . عمل پوست اندازی در طی دوره رشد حشرات طی مراحل مختلفی که منجر به تغییر شکل حشره از تخم تا مرحله بالغ می‌شود. صورت می‌گیرد ، این دوره رشدی که در طی آن که حشره نوزاد ( سایر بند پایان ) رشد می‌کند و تغییر شکل می دهد ( مجموعه تغییرات مورفولژیک و فیزیولوژیک ) تا به یک حشره کامل وسپس بالغ تبدیل شود را دگردیسی یا (metamorphosis  )می گویند.

بطور کلی حشرات به لحاظ داشتن یا نداشتن بال ( در روره جنینی به دو گروه یا دو زیر رده تقسیم می‌شوند( در دنیای بند پایان  فقط حشرات دارای بال هستند).

الف: زیر رده بی بالان ، که در دوره جنینی فاقد بال یا آثار و زوائدی از بال هستند و apterygota گویند. این‌ها فاقد دگردیسی هستند (ametaboulous )

ب: زیر رده بالداران یا pterygota : حشراتی هستند که در دوره جنینی دارای بال یا آثاری از آن و زوائد آن می‌باشند . اینها از نظر دگر دیسی به دو گروه تقسیم می شوند:

·                                        دگردیسی ناقص hemimetabolata ( سوسری‌ها – شپش‌ها – ساس )

             ( کامل) بالغ à (nymph ) à تخم

 

·                                        دگردیسی کامل holometabolata ( دو بالان – پروانه ها – سخت بالان)

    بالغ à pupa شفیره à larva لارو à تخم

           مثل پشه‌ها – مگس‌ها – کک‌ها

دگردیسی در کنه‌ایها شامل یک نوع خاص است که یک دگردیسی ناقص است .

 

 

 

 

 

 

·                                        دیاپوز : در بعضی از مراحل دوره زندگی حشرات ، ممکن است موقتا" رشد ونمو یا فعالیت آنها متوقف گردد. این حالت که بنام سکون یا عدم تحرک quiescence شناخته شده است . به دوصورت وجود دارد که کلا" دیاپوزdiapause  گویند.

این دوره سکون ممکن است در اثر شرایط محیطی نامساعد صورت گیرد که دیاپوز دوروغین گویند. توقف رشد در اثر گرما را اصطلاحا" تابستانگذرانی aestivation گویند که در اثر گرما و خشکی هوا اتفاق می‌افتد در مقابل تابستانگذرانی ، پدیده زمستانگذرانی وجود دارد.که در آب و هوای سرد و خشک اتفاق می‌افتد.اگر دیاپوز جزئی همیشگی از زندگی و چرخه بیولژی حشره باشد و تحت عوامل هورمونی صورت می‌گیرد و ربطی به شرایط محیطی نداشته باشد را دیاپوز حقیقی گویند.

در اثر دیاپوز بطور کلی حشره خود را در مقابل شرایط سخت محیطی نظیر درجه حرارت بالا و یا پایین و کمبود غذا مقاوم می کند.

 

برای اطلاعات بیشتر روی ادامه ی مطلب کیلیک کنین

استفاده از مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم مهر 1389 توسط مینا مهرپیما
تمامی حقوق این سایت محفوظ است | طراحی : MyThm
قالب وبلاگ